پرسش، پاسخ و نظر

خرید بک لینک

سوال: اقا و خانم برای مشکلات فرزندشان مراجعه می کنند. در آخر اقا به مشاور می گوید: «اگر کاری کنید که فرزندم اصلاح شود هرقدر هزینه بخواهید پرداخت می کنم.» در این زمان مشاور باید چه پاسخی بدهد؟

پاسخ مشاور اول: «اگه شما و خانم اصلاح. بشید بچه هم اصلاح میشه»

پاسخ مشاور دوم: «بگه نه من نه هیچ مشاور دیگه ای نمیتونه چنین تضمینی به شما بده و به علاوه اخلاق حرفه ای به من این اجازه رو نمیده که هزینه اضافه ای از شما بگیرم اما به شما قول میدم تمام سعیم رو برای بهبود وضعیت فرزندتون خواهم کرد مسلمه که همکاری شما و همسرتون توی نتیجه ی کار بسیار تاثیرگذاره»

یکی از هنرهای درمانگری گوش دادن تحلیلی است که درمانگر سعی براین دارد که پشت صحبت های مراجع را بشنود و آنها را تفسیر و همینطور تعبیر کند. در مشاوره تا جایی که از هدف درمان به دور نباشد نیازی نیست که درمانگر از عملکرد خود دفاع کند و در دام توجیه بیفتد بلکه باید زمینه را مهیا سازد تا در زمان موعود مواجه های لازم را ابراز کند تا مراجع در آینه درمانگرش خود واقعی هرچند تلخ را مشاهده کند و از دانش بدست آورده نسبت به شخصیت خود به بینش به آن برسد و با رویارویی واقع بینانه به تغییر منش اقدام کند. حال برای رسیدن به آن زمان مناسب مطمئنا درمانگر باید نگهدارنده خوبی برای مراجعش باشد حتی برای پخته کردن زمینه به شیوه های دفاعی او اعتبار بخشد و .... حال اگر تحلیلی به این مساله نگاهی بیندازیم چه چیزی را می توانیم از این خواسته مراجع متوجه شویم؟ اینکه مراجع در مسیر زندگی، سبک یکطرفه رفتن و یا یک سویه نگاه کردن را در پیش گرفته است. در واقع می توانیم از اصل «اجبار به تکرار» فروید به این برداشت برسیم که مراجع در یک رابطه انتقالی قرار گرفته و در دفاعی که در گذشته فیکس شده، در زندگی جاری اش هم بکار می گیرد. بنابراین او شخصی است که همه را می خواهد بخرد و برای رسیدن به خواسته اش هزینه به رخ بکشد. حال می توانیم سوال بعدی را مطرح سازیم که چرا این شخص از به رخ کشیدن خرج هزینه برای مشاور استفاده می کند؟ متوجه شدیم که این مکانیزم دفاعی این مراجع است و همانگونه که از کارکرد این مکانیزم ها خبر داریم، هدف استفاده از آن ها کاهش دادن اضطراب و تنش در فرد است. اما اینکه او با بکار بردن این مکانیزم می خواهد چه نوع اضطرابی را در خود فرو نشاند؟ و یا او از با نشان دادن این مکانیزم از چه اضطرابی رنج می برد؟ او چه چیزی را در حال سرکوب کردن است؟ یک احساس حقارت و زبونی. او از چیزی که در رنج است یعنی احساس حقارت را بر دیگران فرافکنی می کند و سپس بر رفع آن همانگونه که خود در آن ناکام مانده است راه حل پیشنهاد می دهد. درمان در جلسات مشاوره از طریق انتقال باید صورت بپذیرد. افراد در ارتباط دچار آسیب می شوند و در ارتباط نیز باید آسیب زدایی شوند. چگونه؟ بدین صورت که زمانی که انتقال از سوی مراجع صورت پذیرفت، درمانگر باید پاسخی متفاوت اما اصلاح گونه نشان دهد بصورتی که همان تجربه همراه با همان هیجان صورت بپذیر اما اصلاح گونه (می توانیم به اصل الکساندر اشاره داشته باشیم). اگر درمانگر آسیب بیمارش را آسیب گونه پاسخ دهد، این می تواند آسیب بدتری را به مراجع برساند. به پاسخ مشاور اول توجه کنیم؛ «اگ شما و خانم اصلاح بشید بچه هم اصلاح میشه» اول که این نشان می دهد که مشاور دقت لازم در گوش دادن تحلیلی را نداشته است و چه چیزی را نشنیده است؟ چه اتفاقی در ناخودآگاه مشاور رخ داده که اصل آسیبی مراجع را نادیده گرفته است؟ در اینجا بهتر آن است که مشاور در این تامل کند که زمانی که خودآگاه امری را نادیده می گیرد در واقع در ناخودآگاه اشتیاق آن را دارد. دوم این مشاور مراجع را با همان آسیب هسته ای اش پاسخ داده است یعنی تحقیر کردن فردی که از احساس حقارت رنج می برده است. معنی این پاسخ می تواند این باشد که اگر تو و خانم ات سالم بودید، فرزند شما هم الان سالم بود. در اینجا ما از فهم ها ساده انگارانه این موضوع می گذریم. در پاسخ مشاور دوم گرچه روشنگری وجود دارد و البته که نشان از توجه زیرکانه درمانگر بصورت پس زمینه ای و ضمنی در مقصود و منظور مراجع است همانگونه که فعال بودن سوپر ایگوی مشاور نیز از نظر پنهان نیست و این می تواند از باز شدن مراجع در حد ابرازگری های بیشتر جلوگیری کند و او را در حد تعیین شده نگهدارد (هشدار به مراجع که مودب باش و بخش غیراخلاقی خودت را برای خودت نگهدار و اینجا جای حد و مرز در ابرازگری است؛ توجه این نکته نیز مهم است که بدانیم مراجع فقط ابراز نظر کرده و عمل نکرده است)، اما می توانیم این نظر را مطرح کنیم که آیا مراجع خود نمی داند که مشاوران حق دریافت اضافی را ندارند؟ آیا او نمی داند که اصل اخلاقی مشاور را از دریافت اضافی معذور می دارد؟ می داند حتی اگر خودآگاه متوجه نباشد اما ناخودآگاه او می داند. اگر ناخودآگاه او می داند پس مراجع به دنبال چیست که چنین پیشنهادی را مطرح می سازد؟ محور اساسی رشد شخصیت انسان در دنیایی که درگیر «شرایط انسانی» هستیم مفهوم «خودشیفتگی» است. خودشیفتگی از دو راه ارضا می شود ابتدا مازوخیسم گونه و دوم سادیسم گونه انسان در هسته اصلی از نابودی لذت می برد زیرا از نیستی حاصل شده و تمام سعی اش برگشت به همان نیستی است حتی مسیر هستی اش هم در جهت نیستی اش می باشد. در رابطه با همین موضوع است که گرچه مراجع برای درمان اقدام می کند اما او برای درمان نشدن پافشاری می کند.خودآگاه او را برای چیزی به درمان می کشاند و مدعی است که از آن رنج و درد می برد که در ناخودآگاه از آن لذت می برد، یک لذت کثیف (ژوئی سانس). ازینرو ست که مراجع در خودآگاهش از احساس حقارت رنج می برد اما در ناخودآگاهش لذت می برد اما ان را اینگونه عملیاتی می کند، به حقارت کشاندن دیگران. مراجع ناخودآگاه در پی آن است که درمانگر را ارتقاء دهد او را به توهم خودبزرگ بینانه بکشاند و در زمان مقرر آن را زمین بزند و از این کار لذت ببرد، هرچه بالاتر، زمین زدن محکم تر، هرچه محکم تر، لذت بیشتر. مراجع یک بازی را در پیش گرفته است، هزینه بیشتر بگیر تا بموقع بتوانم تحقیرت کنم. ما قصد واشکافی بیشتر این موضوع را نداریم و تحلیل های بیشتر را بویژه در مبحث هیجان به سوال دیگر وامی گذاریم اما با این وصف می توانیم بگوییم که ابتدا مشاور در برآورد زمان صحیح برای تعبیر دادن محتاط و دقیق باشد و دوم در زمان مناسب این انتقال، اضطراب و سرکوبی متناسب با حال و هوا و ذهنیت روانی مراجع بازتاب داده شود تا به بینش مراجع منتهی گردد.

تازههای رواندرمانی و روانپویشی...

ما را در سایت تازههای رواندرمانی و روانپویشی دنبال می‌کنید

برچسب: مبانی نظریه پرسش و پاسخ,نظریه پرسش و پاسخ, نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 3:22

صفحه بندی